هوالشهید
سرباز خمینی و سرباز خامنه ای و آغاز یک قصه که به سر رسید, ....
نمی دانم چه رازی در نام شهید است ؛ دل را صاف و زلال میکند گوئی آبی است طاهر و پاک که تمام زشتی ها و پلیدیها را از بین می برد، " شهید " انسان را به حرکت وا می دارد و از این روزمرگی کسالت بخش زندگی نجات میدهد .یادش حی است و محیی، عشق است و معشوق، انتظار است و منتظر، نور است و طلیعه صبح ، درد است و درمان، اصلاً نام شهید، زندگی است... هنگامی که در منجلاب دنیای مادی مشغول بازی کیش و مات زندگیت هستی و تمام فکر و ذکرت دنبال نام است و آوازه ، تلنگری مثل پتک بر سرت آوار میشود ، (( شهید )) ...
بغض سنگینی است که گلویت را میفشرد با یک دنیا حرف ناگفته و نم نم بارانی ، جاری .
می خواستیم برای شهید بی سر مدافع حرم ، مراسم بگیریم و بگوییم هنوز هم هستند کسانی که ایمان کامل به نبوت حضرت رسول ص و امامت مولاعلی ع دارند، می خواستیم بگوییم چگونه یک جوان 25 ساله در مقابل دشمن قدار، سلفی عزت می گیرد و دنیای استکبار را به سخره. آری ؛ حججی، حجت خداوند بر همگان شد.
کار که برای رضای خدا باشد، اجر اخروی دارد و قطعاً شهدا واقف بر نیت و اعمال هریک از ما هستند، برنامه ریزی برای جمعه بود، گفتیم برای شنبه بماند که سخنران هماهنگ شود، نشد و برای روز یکشنبه ماند اما این بار هم نشد و روز سه شنبه موعد عاشقی مقرر گشت. دوشنبه گفتند: مراسمتان میهمان ویژه ای دارد، گفتیم: مراسم شهدا میهمان ویژه ندارد و همه ویژه هستند اما خبر تکانم داد و لرزه بر جانم انداخت، میهمان ویژه ، بله میهمان، ویژه بود ....
پیکر فهمیده آذربایجان، شهید دفاع مقدس "حسن جنگجو" پس از 34 سال که در رمل و خاک جبهه ها مدفون بود، میهمان مراسم شهید محسن حججی بود، حسن آمد تا بگوید همان محسن است که پیکرش تکه تکه اسیر دست حرامیان است، رسم شیعه نیز همین است ... شهیدان آداب میهمانی و میزبانی را خوب بلدند و همیشه آنها میزبانند و ما میهمان! همین جاست که صدای آلیاژ آوینی گوشم را صیقل می دهد: (( اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود بر نشسته اي ، دستي بر آر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش)).


راستی! تراژدی آخر؛ مادر جنگجو نیز بوی پسر شنید و آرام گرفت ....
رسول حبیب پورواقف – شنبه شهریور ماه 1396
برچسب:
نویسنده: رادین امیری